محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

50

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

با مبادى اخلاقى و آيين مردانگى و شجاعت منافات داشته باشد . و ما در روش سياسى و لشكركشيها و ديگر اعمال او اين‌گونه صفات را به عيان ديديم . ابن حيان مىگويد كه المعتضد بن عباد ، خليفهء عباسى المعتضد باللّه را پيشوا و الگوى خود قرار داده بود و در سياست به او اقتدا مىكرد . و المعتضد باللّه همان خليفه‌اى است كه شنيدن شرح كارهاى او بيم به دل مىافگند تا چه‌رسد به ديدن آنها . البته ابن حيان در مواردى مىكوشد از او دفاع كند و آنهمه قساوت و خونريزى را تخفيف دهد . المعتضد بن عباد همهء ايام فرمانروايى خويش را در نبرد با همسايگان خود ، امراى طوايف ، سپرى ساخت و در جنگ با آنان نشان داد كه در عزم و پايدارى و بسيج سپاه و طرح نقشه‌هاى جنگى تا چه پايه برترى دارد ؛ ولى در همان هنگام نيز نشان داد كه تا چه پايه سخت‌دل و غدار و در انتخاب وسايل براى رسيدن به اهداف خود تا چه حد نابكار است . المعتضد توانست با به‌كار بردن اين وسايل به آزمنديهاى خود برسد و مملكت بزرگ اشبيليه ، بزرگترين ممالك ملوك الطوايف را ايجاد كند و با ايجاد آن فرمانروايى را در خاندان خويش پاىبرجا سازد و از آنجا نوعى زعامت سياسى و ادبى بر سراسر اسپانياى مسلمان برقرار كند . ابن القطان ، المعتضد بن عباد را صاحب سطوتى چون سطوت المعتضد باللّه عباسى در بغداد مىداند كه از درون سراى خويش كشور خود را اداره مىكرد . همچنين او را به جود و بخشندگى مىستايد و مىگويد در ميان همانندان او كسى بخشنده‌تر از او نيافته است . « 21 » ابن الخطيب او را به دليرى و سلحشورى مىستايد ، ولى مىگويد از خون ريختن باك نداشت . « 22 » يكى از داستانهاى هولناكى كه از المعتضد بن عباد به ما رسيده است ، داستان « حديقة الرؤوس » اوست . در آنجا سرهاى دشمنانش را كه در ميدان جنگ بريده بودند يا به ناگاه كشته بودند حنوط كرده نگه‌مىداشت . ابن حيان مىگويد در نظر المعتضد

--> ( 21 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 284 . ( 22 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 156 .